با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟ پرسش از علی عربی (ویدئو)

خیانت همسر برای افرادی، بدترین ترومای روحی است. حتی بدتر از مرگ عزیزان. این روزها با وجود شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات راحت‌تر، بیشتر و شدیدتر از هر زمان دیگر با “خیانت” مواجه هستیم. راه‌های کشف خیانت چیست؟ باید چه برخوردی با خیانت داشت؟ آیا می‌توان بعد از خیانت به زندگی بازگشت؟ در این قسمت پرسش از علی عربی، به این سوالات پاسخ کامل داده شده. با ما باشید.

 

این برنامه، کوچینگ و مشاوره خصوصی من نیست. برنامه‌ی پرسش و پاسخ عمومی هست و برای یک پاسخ کامل به سوالات جامع شما راه اندازی شده. اگر سوال شما پاسخ داده نشده، عذر خواهی می‌کنم، درخواست زیاد هست و زمان محدود و هدف من، پاسخ جامع به سوال‌های مشابه. اولویت با ضرورت و کیفیت سوال شماست.

من تمام سعی را در ارائه‌ی یک پاسخ جامع دارم، اما چیزهایی هست که نمی‌توانید ببینید. مشکلات ما، برگ‌های خشکیده‌ی یک درخت است. نمی‌توان برگ ها را رنگ زد و تازه کرد. اما ریشه که درمان شود، برگ‌ها یک شبه زیبا می‌شوند. باید ریشه را درمان کرد و این نیاز به یک بررسی ریشه‌ای در جلسات خصوصی دارد. هر قضاوت من و هر راهکاری که در این برنامه ارائه می‌دهم، بر مبنای اطلاعات محدود پرسش شماست. برای یک مشاوره خصوصی فقط به این صفحه مراجعه کنید.

پرسش از علی عربی، قسمت دوم:

بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟


 

تماشا در یوتوب

 

جزئیات مسئله را در ویدئو بشنوید

 

سلام، وقتتون بخیر

مسئله‌ای رو باز کردید که یک روز گریبان همه رو می‌گیره. هر کسی که تا آخر این صحبت گوش نده و بی‌فکر توی رابطه حرکت و اقدام کنه. به همین خاطر می‌خوام با جزئیات کامل صحبت کنم. شنیدن این قسمت، بیش از اندازه برای هر زن و مردی که توی یک رابطه‌ست اهمیت داره.

امیدوارم از صحبت‌های رک من ناراحت نشید. حتما می‌دونید که شیوه‌ی کوچینگ من با مشاورهای داخل کشور تفاوت داره.

 

با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟

روانشناسی بعد از خیانت

 

خیانت بدترین بحران عاطفیه. و می‌دونی بحران کی اتفاق می‌افته؟ نه فقط خیانت، که هر بحرانی، وقتی پیش میاد که چشم‌هامونو روی نشونه‌ها و شهود غریزی‌مون می‌بندیم. بحران وقتی پیش میاد که دنیا ازت می‌خواد یک کاری بکنی، نشونه‌ها و غریزت و دنیا با تمام وجود ازت می‌خوان یک تغییری تو این وضع به وجود بیاری؛ در و دیوار ازت درخواست می‌کنه، اما تو متوجه نیستی؛ نمی‌خوای که باشی. وقتی دنیا ازت تغییر می‌خواد و تو چشماتو می‌بندی و با انتخاب‌های بدتر از قبل، جلو می‌ری، یک روزی می‌رسه که دیگه دنیا ازت تغییر نمی‌خواد.

این روز بدیه، چون دیگه وقتش رسیده که تو رو با یک بحران شدید، مجبور به تغییر کنه. ما بدون کنترل احساسات‌مون انتخاب‌های اشتباه پشت اشتباه می‌کنیم. رفتارهای اشتباه می‌کنیم. تصمیم‌های بی‌فکر می‌گیریم. با این که ته دل کاملا می‌دونیم درست نیست، اما باز می‌گیم این چیزی نیست.

 

علت خیانت همسر


یک رابطه خیلی قشنگ شروع می‌شه. به قدری قشنگ که دلت نمی‌خواد به هیچ بهانه‌ای خرابش کنی. وقتی اولین برخوردا و رفتارای بدو می‌بینی اعتراض می‌کنی، اما برخورد بدتری می‌کنه و می‌بینی که شرایط بدتر شد. پس بار بعد سعی می‌کنی آروم‌تر و بی‌صداتر حرف‌تو بزنی تا این رابطه‌ی قشنگ خراب نشه. سعی می‌کنی تا می‌شه خودتو با شرایط وفق بدی.

این‌جا یک وضعیت خاص توی ذهنت به وجود میاد که توی روانشناسی “ناهماهنگی شناختی” نام داره. این زمانیه که ارزشای دوگانه توی زندگیت به وجود میاد. در این مورد یعنی اگه رفتار یک مردو با دوستت ببینی، بهش می‌گی همین امشب رابطه رو تموم کن باهاش. اما اگه همون رفتار با خودت بشه، خودت رو با دلایل خیلی خوب توجیه می‌کنی. به خودت می‌گی سر کارش مشکل داره، الان شرایط کاریش خیلی سخته باید درک کنم. وضعیت مالیش خراب شده باید درکش کنم باید کوتاه بیام. من این بخشش و مهربونی رو درون خودم دارم و می‌بخشمش. و هر بار برخورد بدتر می‌بینی. کنارش می‌مونی چون رفتن و از دست دادن کار خیلی ترسناکیه.

با هر برخورد بد و کوتاه اومدن یا موندن، یک مقدار عزت نفس خودتو از دست می‌دی. و این تبدیل یک چرخه می‌شه. چون با عزت نفسی که از دست می‌دی، جذابیتت رو پایین‌تر میاری. هرچقدر جذابیت کمتر داشته باشی، برخورد بدتری می‌بینی و با هر برخورد بد، باز عزت نفس بیشتری از دست می‌دی. همین رونده که وقتی جلوتر می‌ره، کار به کتک خوردن می‌رسه. با این سطح عزت نفس، دیگه فکر جدا شدن توی سرت نمیاد. تو یک چرخه‌ی دائم رو به پایین قرار گرفتی و داری خودتو تباه می‌کنی.

 

با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟

افسردگی بعد از خیانت شوهر

 

با کم شدن جذابیتت، علاقه‌ی فردو هر روز بیشتر از دست می‌دی و بی‌توجهی بیشتر می‌بینی. و این بی‌توجهی‌ها تو رو درگیرتر می‌کنه. چون پس زده شدن، درگیری فکری شدید به فرد به وجود میاره. تو این درگیری رو برای خودت عشق تعبیر می‌کنی. و با خودت می‌گی عشق منو درک نمی‌کنه. من یک عاشق بدبختم.

این چرخه همین‌جور رو به پایین داره حرکت می‌کنه و بالاخره روزی می‌رسه که زشت‌ترین و بدترین رفتارو می‌بینی. خیانتی می‌بینی که دیگه ناهماهنگی شناختی‌تم نتونه توجیهی براش بیاره. دنیا ازت تغییر خواست اما بی شهامت، چشماتو بستی و برای خودت بهانه تراشیدی. و حالا تو رو مجبور به تغییر می‌کنه. به این‌جا که رسید نمی‌تونی تحمل کنی و از زندگیش می‌ری بیرون. می‌خوای ارزش خودت رو به دست بیاری.

ولی شاید خیلی دیر شده باشه. شاید بعد یک مدت کم کم با خودت فکر کنی حتما من یک مشکلی داشتم که این‌کارو کرده؛ حتما من یک اشتباهی کردم که زندگیم داغون شده و اون این‌قدر راضیه. می‌دونی چرا؟ چون در بدترین شرایط از زندگیش رفتی بیرون. زمانی اقدام کردی که چاره‌ای جز این نداشتی و عزت نفسی برات نمونده. این افکار و بازخوردهایی که به خودت می‌دی، هر بار ارزشت رو برای خودت پایین‌تر میاره و با ارزش پایین کارایی می‌کنی که در شانت نیست و باز بازخوردای بدتر به خودت می‌دی. اینم یک چرخه‌ی درونیِ رو به پایین و وحشتناکه.

این شرایط خیلی خطرناکه؛ چون در نهایت یا منجر به بازگشتت به رابطه می‌شه، و یا ایجاد یک رابطه‌ی به مراتب بدتر با یک فرد بی‌ارزش‌تر. چون عزت نفست رو از دست دادی و ارزش خودت رو گم کردی، دیگه هیچ کنترلی روی افکار و احساساتت نداری و احساس پس زده شدن یک وسواس فکری و دلبستگی غیر معقول برات ساخته.

برگشت به رابطه باعث می‌شه چرخه با سرعت بیشتر از قبل تکرار بشه. چون مثل یک خریداری شدی که با دلخوری بیرون رفته، اما حالا بعد دو روز برگشته. حالا فروشنده از ارزون دادن جنس ارزشمندش مطمئن شده و خودتم اینو درونن احساس می‌کنی. الان دیگه هیچ محدودیتی توی رفتارش باهات نداره. اما، هیچ اشتباهی نیست که قابل درست شدن نباشه. فقط بهایی داره و باید متعهد بشی.

 

عدم تامین نیازهای اساسی، شروع خیانت همسر


خب رابطه از کجا شروع به از هم پاشیدن می‌کنه؟ ببینید، ما آدم‌ها ۶ نیاز اساسی داریم که توی رابطه، حداقل ۴ تای اول، از جانب هر دو باید تا حدی خیلی بالا برآورده بشه.

 

با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟

راه های کشف خیانت

 

اولین نیاز ما احساس امنیت و آرامشه. اگه امنیت و آرامش نداشته باشیم، هیچ چیز رابطه دیگه برامون اهمیت نداره، حتی عشق! و این باید از جانب هر دو تامین بشه. اگه مرد برای ایجاد آرامش و امنیت صبح و شب تلاش کنه و دست آخر ناراحتی و دلزدگی یا حس افسردگی ببینه، این نیازش تامین نمی‌شه. خیلی خانوم‌ها برای ارضا نیاز توجه، تو جایی که باید این نیاز مرد رو برطرف کنن، تو ابراز ناراحتی و کسالت مبالغه می‌کنن. خب توجه به دست میاد اما از روی ترحم نه احساس اشتیاق و عشق. و این استارت خراب شدن رابطست. بقیش رو می‌تونین حدس بزنین.

دومین نیاز ما، تنوع هست. آدم نیاز به تنوع داره. نیاز به تغییرات فیزیکی و ظاهری و احساسی تو تمام تجربه‌های رابطه عاشقانه داره. اگر بخوای رابطه رو از هر لحاظ، تو یک وضعیت ثابت نگه داری، خیلی زود کسل کننده می‌شه. اگه هر نیازی از هر دو طرف برآورده بشه به جز تنوع، خیانت آروم آروم جاشو باز می‌کنه.

نیاز سوم احساس اهمیت و توجه هست. هر دو طرف باید احساس اهمیت بالایی توی رابطه داشته باشن. احساس نیاز و توجه و ارزش بالا، باید کاملا واضح از هر دو طرف دیده بشه.

عشق و ارتباط نیاز چهارم انسانه. فقط با وجود عشق واقعی می‌شه نیازهای قبلی رو با تعهد برآورده کرد. اگه عشقی نمی‌بینی، باید بلافاصله از رابطه بری بیرون. این ۴ نیاز، نیازهای شخصیتی هستن و دو نیاز دیگه وجود داره که روحی هست و معنای واقعی شادی رو درون انسان به وجود میاره. راز شادی، پیشرفته. نیاز پنجم رشده، رشد مادی و معنوی. و نیاز ششم، همکاری و کمک. توی رابطه، باید که این نیازها برآورده بشه.

 

برآورده نکردنش، هیچ توجیهی نداره. اگه خسته‌ای اگه نا امیدی، اگه نمی‌تونی، از رابطه برو بیرون، قبل این‌که اون بره. و اگه داری یک طرفه نیازها رو برآورده می‌کنی، باید بلافاصله اقدام به یک صحبت جدی و بیرون رفتن از رابطه کنی. قبل این‌که چرخه‌ی له کردن عزت نفست تو رو تا جایی پایین بکشه که تو بدترین شرایط مجبور به تموم کردن رابطه بشی. منظورم از صحبت جدی اصلا ابراز نیازمندی نیست، صحبت جدی یعنی جدی و بعدش باید بلافاصله اقدام بشه.

ناهماهنگی شناختی ما رو دچار ارزشای دوگانه و توجیح‌های غیر معقول می‌کنه. تو این شرایط باید به احساسات غریزی و شهودتون ایمان بیارین و هر کاری رو که درونن می‌دونین درسته، بدون هیچ توجیحی، انجام بدین.

اولین قدم تو بازسازی یک رابطه به خصوص بعد از خیانت، قبول کردن اشتباهات و آمادگی و اشتیاق هر دو طرف برای بازسازی رابطه‌ست. اگه طرف مقابل آمادگی نداره و حاضر به هیچ اقدامی نیست، هیچ کاری از سمت شما بر نمیاد. قانون جذب اونو به طرفت می‌کشونه اما بدون بالا بردن عزت نفس و جذابیتت، همه چیز رو بدتر از قبل می‌کنه.

 

با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟

خیانت اینترنتی

 

شما توی این شرایط تنها کاری که باید انجام بدی، جدا موندن و برنامه‌ریزی جدی برای رشد فردی و عزت نفسه. عزت نفس چیزی نیست که تو یک دوره به دست بیاد. عزت نفس توی زندگی و با حرکت به سمت ارزش‌هات به دست میاد. با انجام کارایی که تو رو از لحاظ مالی و روحی و اجتماعی بزرگ می‌کنه. با هر نتیجه‌ی ارزشمند، بازخوردای مثبت و بزرگ از خودت و دیگران می‌گیری و هر بار ارزش بالای خودتو بیشتر پیدا می‌کنی و با پیدا کردن ارزش بالای خودت، کارا و نتایج خیلی بزرگ‌تری به دست میاری. این چرخه‌ای هست که باید توی زندگیت به وجود بیاری.

چرخه‌ی قبل با یک اقدام خیلی بزرگ که بازخورد قوی از بقیه داشته باشه، شروع به شکستن می‌کنه. کشف خیانت یکی از بدترین تجربه‌های زندگیه و برای بعضی‌ها از مرگ پدر و مادر هم عظیم‌تره. اولین کاری که باید کرد، خالی کردن احساساته – البته دور از حضور فرد خائن. سرکوب احساسات به خصوص یک ترومای روحی، باعث ریشه کردنش تو اعماق وجود می‌شه و یک روز خیلی بزرگ‌تر از چیزی که بوده، سر باز می‌کنه و شما رو دچار افسردگی و مشکلات روانی عمیق می‌کنه.

 

نحوه برخورد با خیانت


اولین کاری که برای برخورد با یک بحران روحی باید انجام داد، دیدن شرایط به همون صورتی هست که واقعا وجود داره. بعد از کشف خیانت حالت تهوع و ناراحتی شکم به وجود میاد که کمک می‌کنه شرایط رو به شدت ترسناک‌تر از چیزی که هست ببینیم. یک ترومای روحی ضربه‌ی بدتری از درد فیزیکی داره؛ اما باید اینو بدونین که دیدن خیانت، آخر دنیا نیست. هزار و یک انتخاب خوب و لذت ناشناخته برات وجود داره.

من شناخت زیادی از مرد شما ندارم، اما اینو می‌دونم که مرد واقعی هرگز، تحت هیچ شرایطی اقدام به کتک زدن نمی‌کنه. تحت هیچ شرایطی. شاید شما نتونسته باشی نیاز تنوع رو تامین کنی. اما خیانت حالت‌های مختلف داره؛ خیانت می‌تونه فقط جنسی باشه یا فقط احساسی و یا هر دو با هم. پس نمی‌تونم بگم شما مقصر هستین، چون فرد می‌تونه مشکلات جنسی زیادی داشته باشه. اما اینو می‌دونم که در صورت بازگشت، بدون شک دوباره تمام این اتفاق‌ها تکرار می‌شه.

چون هیچ تمایلی به تغییر نداره. رفتار ایشون به هیچ عنوان سالم نیست. خوشحالم که رفتین، اما متاسفانه به دلیلی که بالا گفتم، خودتون برگشتین و همه چیز رو خراب‌تر کردین.

این رابطه مسمومه، و اولین علتش، مردانه نبودن رفتار این مرده. تحقیر کردن یک رفتار مردانه نیست. منظورم اصلا این نیست که یک زن این کارو انجام می‌ده. اصلا. ببینید، مرد هورمون تسترون و زن استروژن بیشتری داره که باعث انرژی‌های مردانه و زنانه بیشتر توی هر کدوم می‌شه. این مبحث خیلی بزرگیه و الان جای باز کردنش نیست. می‌خوام بگم وقتی یک مرد انرژی‌های زنانه رو درونش بیشتر می‌کنه، در واقع یک ماسکی به چهره می‌زنه که باعث سرخوردگی بیش از اندازش می‌شه. چون مرد هرگز نمی‌تونه زن بشه.

این سرخوردگی خودش رو توی مشکلات روحی و جنسی زیادی نشون می‌ده. آدم توی رابطه دوست داره عشقش رو به سطح خودش نزدیک کنه. اگه بالا باشه، تمام تلاشش رو می‌کنه تا پیشرفت اونو با تمجید و انرژی مثبت، سریع کنه تا زودتر کنارش قرار بگیره. اگر پایین باشه، تو رو هم پایین می‌کشه تا هم‌سطح بشین. تحقیر کردن، کتک زدن زن، جر و بحث زیاد، همه از نشونه‌های این ماسک انرژی زنانه‌ست. این مورد در خانم‌ها هم درست به همین شکل وجود داره. فرد تحقیر شده‌ای که عشق به خود نداره، کسی رو که عاشقش شده هم حقیر می‌دونه. توی ناخودآگاه این فکر وجود داره که اگر آدم بزرگی بود، هرگز عاشق من نمی‌شد؛ وارد رابطه با من نمی‌شد.

 

بازسازی رابطه بعد از خیانت همسر


اشتیاق توی رابطه فقط یک علت داره، و اون تضاده! از تضاد فرهنگی یا شخصیتی حرف نمی‌زنم. تضاد انرژی‌های زنانه و مردانه جاذب یکدیگه هست. اگه می‌خوای جذاب باشی و رابطه رو حفظ کنی، باید انرژی جنسیت خودتو بیشتر کنی – که بعدا بیشتر در موردش می‌گم. رابطه رو چیزهای مشترک کنار هم نگه می‌داره، اما اشتیاق درش، فقط از این تضاد به وجود میاد.

الآن فقط باید یک ویژن کامل برای خودت خلق کنی. یک تصویر ایده‌آل که قابل دسترس و هماهنگ با استعدادهات باشه که بتونی خیلی سریع اولین گامش رو با موفقیت رد کنی. این باعث می‌شه باورت از ارزش خودت بالا بره و چرخه‌ی موفقیتت رو شروع کنی. برای بالا بردن خودت، لازمه که از این فرد دور باشی. خیلی خوبه که مراودات مالی رو هم جدا کردی. این احساس وابستگی، علاقه‌ی وسواس گونه‌ی فکریه و نباید بیش از اندازه روش تمرکز داشته باشی. نه باید که باهاش جنگید و مقابله کرد و نه باید که جدیش گرفت و بر اساسش هیچ اقدامی انجام داد.

وقتی بعد از این همه؛ بعد از خیانت و رفتن و برگشتن و پس خوردن، باز به محض جلو اومدن قبول می‌کنی؛ ارزش خودت رو از قبل هم پایین‌تر میاری. ارزش که بیاد پایین جذابیت کم می‌شه. به جای این‌که اجازه بدید دلتنگی و فشار روانی از دست دادن بزرگ‌ترین منبع تامین نیازهای اساسی زندگیش رو تجربه کنه، به محض جلو اومدن، دعوت رو قبول کردین.

حداقل باید شش ماه تلاش می‌کرد. نه فقط شما، ما هر چیزی که به این راحتی پس زدیم و هر برخوردی کردیم و حالا دوباره می‌خوایم و بلافاصله به دست میاد، برامون هیچ جذابیتی نداره. دوباره چند ماه بعد فشار دلتنگی باعث تکرار این سناریو می‌شه. امیدوارم با شکستن این چرخه و شروع چرخه‌ی موفقیتت، این بار بدونی باید چه رفتاری انجام بدی. امیدوارم ارزش واقعی خودت رو پیدا کنی.

 

با خیانت همسرم چطور برخورد کنم؟ بعد از خیانت چطور به زندگی برگردم؟

آیا بعد از خیانت می‌شود زندگی کرد؟

 

فردی که دوست داری بهش تبدیل بشی و قهرمان زندگیت کیه؟ اون الگوی دائمت قرار بده. هر تصمیمی که می‌خوای بگیری، فکر کن اگر اون باشه چکار می‌کنه؟ این تصویر رو مدام جلوت داشته باش.

رابطه مثل یک نوازد دائمیه و نیاز به مراقبت دائمی داره؛ بعد از خیانت این نوزاد دستو پاشو هم از دست می‌ده و برای زنده نگه داشتنش فرصت پلک زدن هم نیست. نیاز به عشق بی قید و شرط داره. نگه داشتن و حفظ رابطه بعد از خیانت کار ممکنی هست، اما متاسفانه من حتی یک مورد موفق ندیدم. دیدم که حتی بعد ده سال از خیانت رابطه به همون خاطر اتمام رسیده.

برای شما افرادی هستن که ارزش شما رو بشناسن. افرادی که جایگاه بالا دارن و به جای تحقیر و کتک و خیانت، شما رو با تمام توان بالا می‌کشن.

یک پدر به پسرش یک ساعت عتیقه می‌ده و می‌گه تمام چیزی که برات دارم همینه برو ساعت فروشی ببین چقدر قیمت می‌ذاره. برمی‌گرده می‌گه پنج دلار بود. این ساعت بی ارزشه. می‌گه فردا ببر موزه ببین چقدر می‌گه. پسر می‌ره و می‌فهمه چند میلیون دلار ارزش ساعتش هست. تا جایی که بهش تعلق داری نباشی، ارزشت دیده نمی‌شه.

از این فرصت استفاده کنید. باید قبل از هر چیز، عاشق خودتون بشید.

کتاب زندگی خود را طراحی کنید رو اگر می‌تونید، با چند دوست همزمان مطالعه کنید و تمریناتش رو گروهی انجام بدید.

این رابطه نیاز به بررسی خیلی زیاد داره و صحبت‌های من بر اساس گفته‌های شما بود. برای بررسی بیشتر و راه‌های ساخت چرخه‌ی موفقیت بر اساس توانایی‌های شما، نیاز به جلسه‌ی خصوصی هست. خب، این صحبت خیلی طولانی شد، اما به خلاصه‌ترین حالت ممکن این ضروریات رو گفتم. حتما بیشتر از یک بار به این فایل گوش بدید. موفق باشید.


برای شرکت توی این برنامه باید مسئله رو با صدای خودتون به تلگرام @tarhetalayi ارسال کنین. عده‌ای درخواست ارسال متن دارن و اعلام کردن دوست ندارن صداشون توی این برنامه پخش بشه. اگر ضرورت واقعی باشه، قطعا براتون اهمیتی نداره. این ضرورت “دقیقا” چیزیه که توی این برنامه دنبالش هستم.

و تا امروز بیشتر از ۱۰۰ درخواست صوتی به دست ما رسیده. عزیزان، مدیریت پیام‌های خصوصی اینستاگرام و تلگرام با بنده نیست. این شبکه‌ها فقط برای رزرو جلسات و هماهنگی با منه. درخواست‌هایی برای چت خصوصی شده. خواهش می‌کنم درخواست نکنید. یک ساعت کوچینگ یک به یک بیشتر از نه ساعت ارسال متنی نتیجه داره. اگه مایل به پخش صدا داخل این برنامه نیستید، تنها راه ارتباط با من، رزرو مشاوره خصوصی از طریق سایت هست.

 

همین حالا با اشتراک طرح طلایی از تازه‌ترین مطالب و به‌روز رسانی‌ها مطلع شوید.

کاربرانی که این مطلب را دوست داشتند از این موارد نیز استقبال کرده‌اند

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.